حکومت اسلامی
حکومت اسلامی
از نظر شیعه، حکومت تنها از آن خدا است و هر حاکمی که از جانب خداوند حکم نکند و فرمانش حق نباشد (غیر معصوم باشد)، لزوما به باطل حکم کرده و طاغوت میباشد. (چرا که بعد از حق چیزی جز باطل نیست) و دروغ زن به خدا و پیامبر او و غاصب ولایت آنها خواهد بود و مخالفت با آن واجب است، مگر از باب تقیه. بنابراین، شیعیان معتقدند که خداوند امامانی را از جانب خود تعیین و مشخص نموده است و تنها آنان شایستگی تشکیل حکومت و قرار گرفتن در رأس آن را دارا میباشند و اطاعت از هر حاکمی غیر از ایشان، شرک تلقی شده و موجب جاودانگی در آتش خواهد شد.

در نگاه شیعیان خداوند در تمامی زمانها یک نفر را به عنوان امام و سرپرست الهی قرار داده است و زمین هرگز از «حجت» خالی نیست اما این راهبران الهی، همانگونه که در بالا گفته شد، تنها زمانی دست به تشکیل حکومت میزنند که اقبال و خواست عمومی برای این امر وجود داشته باشد. شیعیان علت عدم ظهور و تشکیل حکومت آخرین امامشان -که وی را منجی میخوانند- را نیز عدم خواست واقعی مردم برای تشکیل حکومت الهی میدانند.
عصمت
واژه «عصمت» در لغت عربی به معنای نگاه داشتن، حفاظت و ممانعت است. اما این کلمه در اصطلاح علم کلام، به معنای مصونیت از گناه یا لغزش برای برخی از انسانها مانند پیامبران و امامان آمدهاست. نظریه عصمت در مورد امامان شیعه نخستین بار توسط هشام ابن حکم از متکلمین مهم شیعه و از اصحاب امام ششم شیعیان پیشنهاد شد. دانشمندان علم کلام اسلامی مانند خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب تجرید الاعتقاد و علامه حلی در شرح تجرید، به این نکته اشاره کردهاند که بحث عصمت در سه سطح مطرح میگردد:
سطح اول: عصمت به معنای باز دارندگی از اشتباه در ابلاغ رسالت. در این زمینه دانشمندان علم کلام اعم از اهل تشیع و اهل تسنن، عصمت به معنای یادشده را در مورد پیامبر اسلام تایید میکنند. زیرا آیه سوم از سوره نجم با صراحت این امر را بیان کردهاست که هرگز پیامبر از روی هوا و هوس سخن نمیگوید و سخن او چیزی جز وحی الهی نیست.
سطح دوم: عصمت به معنای باز دارندگی از گناه و معصیت. در این زمینه عموم علمای علم کلام شیعه، معتقد به عصمت پیامبران و امامان و فاطمه زهرا هستند.
سطح سوم: عصمت به معنای باز دارندگی از هرگونه لغزش و اشتباه. در این زمینه میان دانشمندان علم کلام شیعه اتفاق نظر نیست، اما از نظر اکثریت آنان، پیامبر اسلام، دخترش فاطمه زهرا و ائمه شیعیان در مرتبهای قرار دارند که از هر گونه خطا و اشتباه مبرا میباشند. از این رو به آنان معصوم گفته میشود. در مقابل اکثریت یادشده، برخی از دانشمندان شیعه مانند شیخ صدوق در مبحث "سهو النبی"، صدور لغزشهای کوچک در قضایای شخصی و غیر مبحث ابلاغ و حی و رسالت را محال نمیشمارند.
زیر شاخههای شیعه
دین اسلام در اصل دارای یک مذهب و یک مرام بودهاست. اما این دین به مرور زمان به زیر شاخههای بسیار دستهبندی گردید. شیعیان نیز از سده دوم هجری به بعد به چندین زیرگروه منشعب شدهاند. امروز بیشتر شیعیان را «شیعیان دوازده امامی (اثناعشری)» تشکیل میدهند. مهمترین مذاهب دیگری که از شیعه منشعب شدهاند، عبارتاند از اسماعیلیان، زیدیه، کیسانیه، واقفیه و فطحیه. تمام این مذاهب علی رغم تفاوتهای آشکار اعتقادی و فقهی در مسأله ضرورت «امامت» اشتراک نظر دارند. البته تفسیر هر یک از امام و مصداق آن منحصربفرد است.
مفاتیحالعلوم شیعیان را به شش زیرگروه بخش میکند، اثنی عشری معتقد به دوازده امام،زیدیه (پیروان زید بن علی)، کیسانیه (پیروان کیسان غلام علی بن ابیطالب)، عباسیه (منسوب به آل عباس بن عبدالمطلب)، غالیه، و امامیه. وی امامیه را به ۷ تیره تقسیم میکند، ناؤوسیه (منسوب به عبدالله بن ناؤوس)، مفضلیه (منسوب به مفضل بن عمر)، قطعیه (که وفات موسی بن جعفر را تأیید کردهاند)، شمطیه (منسوب به یحیی بن اشمط)، واقفیه (که در امامت موسی بن جعفر متوقف شدهاند و وی را زنده میدانند)، ممطوره، و احمدیه (منسوب به احمد بن موسی بن جعفر که وی را امام هشتم خود میدانند). در کتاب فرهنگ فرق اسلامی از دکتر محمدجواد مشکور زیرشاخههای بیشتری برای شیعه ذکر شده است.
فرقه غالب
شیعه دوازده امامی در ابتدای قرن بیست و یکم، بزرگترین شاخه از فرق شیعه است.
خاستگاه
همه شیعیان معتقد به انتخاب امامت توسط خدا و ابلاغ آن توسط پیامبر هستند و بنابراین بر اساس حدیث غدیر (و آیاتی چون آیه ولایت و آیه تطهیر و احادیث متواتر دیگر، همچون حدیث منزلت و حدیث ثقلین.) علی را امام بر حق میدانند، اما اهل سنت به شورا اعتقاد دارند، که هیچ سندی از طرف پیامبر در مورد انتخاب وصی بعد از او به وسیله شورا در دست نیست.
شیعیان بر این باورند که محمد در زمان حیاتش، جانشین پس از خود را تعیین کرد و پسر عمو و دامادش علی بن ابیطالب را به عنوان وصی و خلیفه پس از خود اعلام نمود. شیعیان بر این باورند که اساس و خاستگاه شیعه، دفاع از اسلام و ولایت و عدل است.
همچنین شیعیان در اثبات حقانیت خود به روایاتی از پیامبر اسلام در منابع اهل سنت استناد میکنند، که در آنها به «شیعه علی» اشاره شدهاست. از جمله سیوطی سنی مذهب روایت میکند زمانی پیامبر رو به علی کرد و گفت: «سوگند به آن که جانم به دست اوست این شخص - علی - و کسانی که شیعه و پیرو اویند در قیامت رستگارند.» علامه امینی از علمای شیعهاست که از محبوبیت خاصی در میان شیعیان برخوردار است. وی تمامی روایات درباره واقعه غدیر را از کتب اهل سنت جمعآوری نموده و در چهل مجلد الغدیر منتشر نمود.
برخی، تشیع را به فردی بنام عبدالله بن سبا نسبت میدهند. اگرچه برخی از تواریخ و «کتب ملل و نحل»، وی را از غالیان شیعه و موسس فرقه سبائیه میدانند که قائل به الوهیت علی بودهاست و بهمین دلیل مورد لعن و تکفیر علی بن ابیطالب واقع شدهاست و حتی برخی اخباری نقل میکنند که وی و پیروانش، بدستور علی در آتش سوزانده شدهاند. مرتضی عسکری در کتاب خود و همچنین برخی از خاورشناسان و حتی علمای سنی در قرون اخیر، عبدالله بن سبا فردی خیالی و ساخته و پرداخته مخالفان شیعه میدانند.
برخی از اهل سنت، نظیر شیخ شلتوت، مفتی اعظم الازهر معتقدند که تقلید از فقه مذهب جعفری، نظیر مذاهب چهارگانه اهل سنت معتبر است.
امامان شیعیان دوازده امامی
اکثریت شیعه، را شیعه امامیه یا اثنیعشری (دوازده امامی) تشکیل میدهد، از آنجا که آنان جانشینان پیامبر اسلام را ۱۲ نفر میدانند، اثنا عشریه (دوازده امامی) نامیده شدهاند.
نام و خصوصیات امامان دوازدهگانه در احادیثی که از پیامبر اسلام روایت شده، بیان گردیدهاست. آنان عبارتند از:
امام علی بن ابی طالب امیرالمومنین
امام حسن بن علی(حسن مجتبی)
امام حسین بن علی (سید الشهدا)
امام علی بن الحسین (سجاد/زین العابدین)
امام محمد بن علی (باقر)
امام جعفر بن محمد (صادق)
امام موسی بن جعفر (کاظم)
امام علی بن موسی (رضا)
امام محمد بن علی (تقی)
امام علی بن محمد (نقی)
امام حسن بن علی (حسن عسکری)
امام حجت بن الحسن (المهدی)
فقه
مذهب فقهی شیعیان دوازدهامامی به فقه امامیه مشهور است.
علایم ظاهری شیعیان
در روایتی از حسن بن علی العسکری نقل شده است: «نشانه و علامتِ مؤمن (شیعه) پنج چیز است: ۱- ۵۱ رکعت نماز در شبانهروز خواندن (۱۷ رکعت واجب و ۳۴ رکعت مستحبی و نافله روزانه)، ۲- زیارت کردن امام حسین در روز اربعین، ۳- انگشتر را در دست راست نمودن، ۴- پیشانی را در سجده بر خاک نهادن، ۵- بسم الله الرحمن الرحیم را در نمازها بلند گفتن.»
یکی دیگر از نشانههای ظاهری شیعیان شهادت دادن به ولایت و خلافت بلافصل علی بن ابیطالب و امامان بعد از او در اذان (با ذکر اشهد ان علیاْ ولیالله یا نظایر آن) میباشد؛ که شهادت ثالثه نامیده میشود. البته گواهی دادن به ولایت علی بن ابیطالب در اذان به عنوان استحباب و تبرک گفته میشود و از اجزای اصلی اذان نیست. گر چه شهادت به ولایت علی بن ابی طالب در این زمانه شعار مذهب شیعه محسوب میشود، ولی برخی مراجع تقلید معتقدند که این عبارت باید طوری گفته شود که شبیه جملات اذان و اقامه نگردد.
جغرافیای تشیع
شیعیان حدود ۱۶٪ تا ۳۰٪ از کل جمعیت مسلمانان را تشکیل میدهند. ، بیشتر شیعیان دوازدهامامی در هند, ایران، عراق، جمهوری آذربایجان، لبنان، افغانستان، پاکستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند یمن و بحرین زندگی میکنند. بر اساس آمار سیا ورلد فکتبوک ۸۹ درصد مردم ایران ۶۰ تا ۶۵ درصد مردم عراق، ۸۵ درصد مردم جمهوری آذربایجان و ۳۰ درصد مردم کویت و ۲۰ تا ۳۰ درصد مردم افغانستان و ۱۶ درصد مردم امارات متحده عربی شیعه دوازدهامامی هستند. از شیعیان لبنان، عربستان سعودی، بحرین و قطر آمار دقیقی در دست نیست. همچنین بنابر آمار ۲۰٪ مردم پاکستان شیعه هستند که بخشی از آنها بخصوص در کشمیر، اسماعیلی هستند. شیعیان یمن، عمدتاً از زیدیه هستند، اما از آنان نیز آمار دقیقی در دست نیست. همچنین ۲۰ درصد از مردم شیعه ترکیه موسوم به علوییون و شیعیان سوریه نیز علوی هستند.
فقه امامیه
فقه امامیه یکی از مذاهب فقهی در اسلام است. این مذهب از آن رو که پیروان آن از شیعیان دوازدهامامی اند به فقه شیعه و از آن رو که بسیار به گفتههای منسوب به جعفر صادق، امام ششم شیعیان، وابسته است به فقه جعفری نیز مشهور است.
شیعه، گرایشی خاص در اسلام بر اساس یک رشته نظرات و تحلیلات کلامی و تاریخی است. ریشهٔ اصلی این گرایش را حدیث ثقلین که توسط محدثین شیعه و سنی از پیامبر اسلام روایت شده و برخی دیگر از روایات از پیامبر اسلام ریشهٔ اصلی این گرایش را تشکیل داد و بعداً استدلالات کلامی و فلسفی و تاریخی آن را تقویت کرد. مکتب شیعی نظراتش در زمینههای مذهبی را اکثراً از رهنمودهای بزرگان وائمه اهل بیت پیامبر الهام گرفته است. اختلاف اصلی دو مکتب فقهی سنی وشیعی در چگونگی تلقی نسبت به سنت نبوی و منابع فقه است. اهل سنت حدیث نبوی را از راه صحابهٔ او و شیعه حدیث را از خاندان وی به دست آوردهاند. مذاهب فقهی اهل سنت پیرو نظرات فقهی چند نفر از فقهای مدینه و عراق هستند، ولی مذاهب فقهی شیعی تابع نظرات امامان اهل بیت اند. مکتب شیعی دوازده امامی که عمده ترین نحله شیعی در حال حاضر است از نظرات امامان دوازدهگانهٔ خود به خصوص امام ششم ابو عبد الله جعفر بن محمد الصادق دنباله روی میکند و زین رو به آن جعفری گفته میشود.
منابع فقه شیعه عبارتند از قرآن، حدیث، اجماع و عقل. در مقابل اهل سنت منابع زیر را استفاده میکنند: قرآن، سنت، اجماع و قیاس.
منبع دوم، یعنی حدیث در مجموعههایی جمع آوری شده و مشهورترین آنها اینهایند:
کتاب الکافی، از محمد بن یعقوب کلینی (متوفی ۳۲۹).
کتاب من لا یحضره الفقیه، از محمد بن علی بن بابویه قمی، صدوق (م ۳۸۱).
تهذیب الاحکام، از محمد بن حسن طوسی، شیخ الطائفه (م ۴۶۰).
الاستبصار، از محمد بن حسن طوسی،
اصولی و اخباری
امامیه به دو مکتب «اصولی» و «اَخباری» تقسیم میشود. اخباریان در بدست آوردن احکام عملی به اخبار و حدیث اکتفا یا تکیه میکنند. در مقابل، اصولیان که در این زمینه از روشهای استنباط اجتهادی (اصول فقه) نیز کمک میگیرند. اینگونه تقابل در روش فقهی از سدههای نخستین نیز وجود داشتهاست اما بعنوان دو مکتب در سدههای اخیر تاحدودی مرزبندی شدند.
این تقابل روش و نگرش در همه نحلههای فقهی و کلامی اسلامی وجود داشتهاست که در مذهب اهل سنت بعنوان مکتب اهل حدیث (فقهای حجاز) در مقابل مکتب عقل یا قیاس یا اصحاب رأی (فقهای عراق) قرار میگیرند. که در اندیشه کلامی اهل سنت نیز بصورت مکتب اشعری (تکیه بر منقولات کلامی و ظاهر حدیث) در مقابل مکتب معتزلی (تکیه بر کلام استدلالی) جلوه گر میباشد. هرچند که در مذهب شیعه این تقابل بیشتر در روش فقهی به چشم میخورد تا اندیشه کلامی.
جدایی این دو مکتب به دوران پس از غیبت کبری بازمیگردد. تا پیش از آن شیعیان مسائل شرعی خود را بهطور مستقیم از امام معصوم خود دریافت میکردند و احتیاجی به اجتهاد و استنباط نداشتند ولی پس از آن ناچار شدند تا خود مسائل مذهبی را دریابند. برای این کار گروهی علم اصول فقه را، به عنوان روش استنباط احکام شرعی، که نزد اهل سنت تکامل یافته بود، پذیرفتند و به اصولی معروف شدند و گروهی دیگر که آن را قبول نداشتند به اخباری معروف شدند.
از مهمترین تفاوتهای اصولیون و اخباریون، به جز اختلاف در مورد اعتبار اصول فقه، میتوان به این موارد اشاره کرد:
اصولیون عقل را برای درک خوبی و بدی چیزها معتبر میدانند ولی اخباریون آن را معتبر نمیدانند.
اصولیون منابع دریافت احکام را به قرآن، سنت، اجماع و عقل تقسیم میکنند ولی اخباریون فقط قرآن و سنت را دلیل میدانند.
اصولیون ظاهر قرآن را حجت میدانند ولی اخباریون فقط نص قران را حجت میدانند.
اخباریون کتب چهارگانه حدیثی شیعه (اصول کافی، تهذیب، استبصار و من لایحضره الفقیه) را قطعیالصدور دانسته و تمام احادیث آن را معتبر میدانند، در نتیجه به علم رجال نیازی ندارند، ولی اصولیون برای تشخیص اعتبار احادیث علم رجال را لازم میدانند.
اصولیون مقام فتوادهی و فهم احادیث را به مجتهد جامعالشرائط منحصر میدانند ولی اخباریون شناخت اهل بیت را برای این امر کافی میدانند.
اصولیون اجتهاد را واجب کفایی یا عینی میدانند ولی اخباریون آن را حرام میدانند.
اصولیون در جائیکه رسیدن به علم ممکن نباشد، ظن مجتهد را حجت میدانند. ولی اخباریون معتقدند تفاوتی بین ظن مجتهد و غیرمجتهد نیست و باید به علم قطعی رسید.
اصولیون اصل اباحه (فرض جایز بودن هر کاری تا زمانی که دلیلی بر ممنوعیت آن نباشد) را حجت میدانند ولی اخباریون نه.
اخباریون خبر واحد (حدیثی که به تواتر نرسیده) را حجت نمیدانند ولی بیشتر اصولیون آن را حجت میدانند.
اصولیون احادیث را به پنج دسته تقسیم می کنند امااخباریان به دو دسته : صحیح و ضعیف.
البته لازم به ذکر است که بعضی از اخباریان قائل به صحت یا ضعف حدیث نبوده و تمام احادیث و عمل به آنان را صحیح و درست می دانند حتی اگر این احادیث در کتب نا معلوم باشد . اخباریان در باب عمل به احادیث متعارض چند گونه عمل می کنند بعضی از از آنها قائل به تخییر بوده یعنی به هر کدام از آنها بخواهی عمل می توان کرد و بعضی قائل به ترجیح اند که در ابتدا آن را با کتاب خداوند سپس با سنت پیامبر می سنجند در مرحله بعد به روایتی عمل می کنند که مخالف عامه باشد و در مرحله آخر به راویی که بیشتر مورد اعتماد باشد عمل می نمایند . معمولاً کسانی که اهل تخییرند قائل به صحت تمام احادیث هستند و کسانی که قائل به ترجیح اند احادیث را به صحیح و ضعیف تقسیم بندی می کنند . در ضمن باید گفت که هر دو نوع اعتقاد از روایات برخاسته است .
مکتب اخباری از نظر اصول استنباط و اکتفا به قرآن و روایات به مکتب ظاهری در میان اهل سنت شباهت دارد و اصولیون شیعه نیز در بین مذاهب چهارگانه اهل سنت شباهت بیشتری به شافعیان دارند. در بین مذاهب دیگر شیعه؛ مذهب اسماعیلی از نظر فقهی شباهت بسیاری به مذهب جعفری دارد. هر چند از نظر مسائل مربوط به سیاست، حکومت و امامت اختلاف جدی با مذهب جعفری دارد. اما مذهب فقهی شیعیان زیدی بیشتر به اهل سنت و بهویژه حنفیان نزدیک است تا فقه جعفری.
مکتب اخباری بیشترین نفوذ را در اواخر دوره صفوی و پساصفوی با دیدگاههای فقهایی چون محمدامین استرآبادی و یوسف بحرانی به دست آورد اما در اواخر دوره قاجار جریان اخباری بهشدت ضعیف شده و شیخ مرتضای انصاری (۱۲۲۴ - ۱۲۸۱ ه. ق) تفوق کامل اصولیون را بر جریان نواخباری دیکته کرد. اصولیون به طور کلی در زمینه مسائل حقوقی مشی آزادیگرایانهتری از اخباریون دارند، اما این تصور که همه علمای اصولی پیشرو و علمای اخباری همگی واپسگرایند به کلی بیاساس است. طبقه فعال سیاسی شیعیان نیز از بین اصولیون است و مبنای مشروعیت رهبری روحالله خمینی و حکومت جمهوری اسلامی که به دست او تأسیس شد وابسته به تعالیم مکتب اصولی بود. ابهام زیادی در مورد پیروی از مکاتب اخباری و اصولی در جهان شیعه امروز وجود دارد. برخی منابع تشیع ایرانی را اصولی و تشیع عراقی را اخباری معرفی کنند. برخی منابع دیگر شیعیان ایران و عراق را به طور کامل پیرو سیستم مرجعیت دانسته و در نتیجه آنها را اصولی میدانند. در این دیدگاه علی سیستانی (بلندپایهترین شخصیت مذهبی عراق) یک مرجع تقلید است و احکام اسلامی از طریق مراجع و مجتهدین تفسیر و به روز شده و این به معنی پیروی از مکتب اصولی است. بر اساس این دیدگاه اخباریون امروزه تنها در بحرین اکثریت دارند و در برخی مناطق دیگر خلیج فارس مثل بصره و خرمشهر هم حضور دارند. هرچند رسوبات فکری دیدگاههای اخباری هنوز در میان شیعیان و علمای شیعه چه در ایران و چه در سطح وسیعتری در عراق، هند، پاکستان و بحرین باقیماندهاست. پس از شکست اخباریون مهمترین رقیبی که جریان اصولی تاکنون به خود دیده مکتب شیخیه است که بر پایه آموزههای شیخ احمد احسائی و شیخ کاظم رشتی بنیان نهاده شد. در حالی که اختلاف اصولیون و اخباریون در زمینهً «فروع دین» بود شیخیه در «اصول دین» با اصولیون اختلاف نظر داشت. امروزه یک جریان قوی شیخیه در پاکستان به حیات خود ادامه میدهد.
شیعه دوازدهامامی
شیعه دوازدهامامی یا اثنیعشری نام فرقه ای از مذهب تشیع در دین اسلام است که به امامت ۱۲ امام پس از محمد، پیامبر اسلام، باور دارد. ایشان را شیعه جعفری یا امامیه هم مینامند. شیعه دوازده امامی در ابتدای قرن بیست و یکم، بزرگترین شاخه از فرق شیعه است.
امامیه
امامیه یکی از مشهورترین اصطلاحهای کلامی این مذهب شمرده میشود که برگرفته از «امام» که در لغت به معنی پیشوا و کسی است که از گفتار او پیروی میشود و جمع آن «ائمه» است. حرف یاء در آخر آن یاء نسبت است به معنی منسوب به امام و چون وصف «فرقه» است مؤنث به کار میرود، یعنی فرقه امامیه. و «مقصود گروهی است که پس از رحلت پیامبر اسلام از «امام منصوب از جانب او» پیروی میکنند».
در اصطلاح نیز به هر گروهی که پس از پیامبر اسلام به امام منصوب معتقد است، میتوان آن را امامی نامید. در این صورت، واژه امامیه با شیعه مترادف خواهد بود، زیرا شیعه کسی است که از امام منصوب به نام علی بن ابی طالب پیروی میکنند و او را بر دیگر صحابه پیامبر اسلام مقدم می دارند.
امامیه در منابع فرق اسلامی
اشعری شیعه را به سه صنف به نامهای «غالیه»، «رافضه»، «زیدیه» تقسیم میکند، و در نتیجه امامیه را با رافضه یکسان میگیرد. او در این کتاب، برای غالیه ۱۵ فرقه و برای رافضه ۲۴ و برای زیدیه ۶ فرقه بیان نموده است».
ملطی، رافضه را با امامیه یکی دانسته و برای آن ۱۸ فرقه نام برده است، که زیدیه نیز از آنان است. او در این استعمال، امامیه را به معنی عام یعنی معتقد به امام منصوب گرفته و همه را تحت این عنوان جمع کرده است. محقق کتاب محمد زاهد کوثری در پاورقی یادآور میشود که امامیه همان فرقه اثناعشری است، ولی مؤلف هر کسی را که به امامت معتقد بوده آن را امامی دانسته است.
بغدادی برای روافض چهار فرقه اصلی برشمرده که عبارتند از زیدیه، کیسانیه، امامیه و غلاة و برای زیدیه سه فرقه و برای کیسانیه دو فرقه و برای امامیه پانزده فرقه و برای غلاة شش فرقه ذکر کرده است.
اسفرائینی از غلاة نامی نبرده و روافض را تنها به سه فرقه به نامهای زیدیه، امامیه و کیسانیه تقسیم نموده و برای امامیه پانزده فرقه ذکر کرده است.
شهرستانی برای شیعه پنج فرقه ذکر کرده به نامهای کیسانیه، زیدیه، امامیه، غالیه، اسماعیلیه.
احمد امین مصری اساس تشیع را اعتقاد به این می داند که علی و فرزندان او از دیگران برای خلافت و امامت شایسته تر هستند و پیامبر اسلام نیز آنها را برای این مقام برگزیده است. و غیر از فرقه زیدیه، دیگر فرق شیعه را تحت عنوان امامیه نامیده، و مهم ترین آنها را اثناعشریه می داند.
به گفتار شیخ کوثری محقق کتاب ملطی، مناقشه در اصطلاح نیست، هرگاه مقصود از امامیه، اعتقاد به امام منصوب باشد، کلیه فرق شیعه، امامی بوده و همه را میتوان امامیه نامید، مگر فرقههای غالی که اصولاً اسلام آنها زیر سؤال است، واگر مقصود اصطلاح رایج در میان شیعه و غیره باشد، حق این است که امامیه قسمی از شیعه و مرادف با اثنا عشریه و اعتقاد به دوازده امام است، و لذا شیخ مفید میگوید: امامیه امامت را پس از امام علی و حسنین در اولاد حسین بن علی متمرکز میسازند و امامت را تا امام رضا و سپس تا امام مهدی ادامه میدهند.
فخر الدین رازی نیز از همین فکر پیروی کرده و میگوید: امامیه گروهی از شیعه است که می گویند: امام پس از پیامبر اسلام، علی بن ابی طالب، سپس پسرش حسن، سپس برادرش حسین، سپس فرزند حسین، علی بن الحسین، و سپس فرزند او محمد باقر و سپس فرزند او جعفر صادق، و سپس فرزند او موسی کاظم و سپس فرزند او علی بن موسی الرضا و سپس فرزندش محمد تقی و سپس فرزند او علی نقی و سپس فرزند او حسن زکی، و سپس فرزند او محمد و او همان امام قائم است که جهان در انتظار اوست.
از زمان شیخ صدوق که نگارش عقاید و ملل و نحل در میان شیعه رواج بیشتری پیدا کرده اصطلاح امامیه را در مورد فرقه اثناعشری به کار میبرند. سعد بن عبداللّه اشعری قمی که از اصحاب عسکری به شمار میرود و در سال ۲۹۹ درگذشته است. کتابوبه نام «مقالات الإمامیة» تألیف نموده است. شیخ صدوق (۳۰۶-۳۸۱) کتابوبه نام «رسالة فی دین الإمامیة» نوشته که معروف به رساله اعتقادات صدوق است و از این تاریخ به بعد امامیه در کلمات شیخ مفید در کتاب «اوائل المقالات» در مورد اثناعشریه به کار میرود. و همگی حاکی از این است که تقسیم بندی اشعری و غیره دقیق نبود و یا از آن، معنی عام، اراده نمودهاند.
برخی از پژوهشگران معاصر فرق اسلامی بر این باورند که بسیاری از این فرقهها که اشعری، و یا ملطی و دیگران برای «امامیه» برشمردهاند، یا وجود خارجی نداشته، و واقعیت آن نوعی فرقه تراشی است، مانند «زراریه» و «هشامیه» و یا بر فرض صحت، داشتن عقیده خاص در یک مسأله کلامی، مایه تعدد فرقه نمیگردد. آنچه میتواند محور تقسیم در مفهوم «امامیه» به معنی اعم باشد، اختلاف و دوگانگی در استمرار امامت و مصادیق آنها است، بنابراین فقط میتوان «زیدیه» و «اسماعیلیه» و «واقفیه» را از فرق شیعه شمرد. شاید انگیزه برای تکثیر فرق، تحقق بخشیدن به حدیث معروف که امت اسلامی را به هفتاد و سه فرقه می رساند بوده است.
باورهای این مذهب
پیروان مکتب امامت معتقدند که پس از درگذشت پیامبر اسلام نیاز بشر به وصی الهی منتفی نمیشود و به همان دلیل که خدا انبیاء را برانگیخته، از میان آنها وصیهایی هم برمیگزیند تا مردم را هدایت کنند. شیعیان دوازدهامامی با استفاده از قرآن و به استناد سنت پیامبر به دوازده وصی معصوم، که از اهل بیت محمد هستند؛ به عنوان جانشین منصوب او، تا روز قیامت ایمان آوردهاند. شیعیان با استناد به حدیث جابر و احادیث متواتر معتقدند ائمه ۱۲ فرد مشخصی هستند که از جانب خدا و از زمان پیامبر با نام معرفی شدهاند و عبارتاند از:
علی بن ابیطالب
حسن بن علی
حسین بن علی
علی بن حسین (سجاد)
محمد بن علی (باقر)
جعفر بن محمد (صادق)
موسی بن جعفر (کاظم)
علی بن موسی (رضا)
محمد بن علی (تقی)
علی بن محمد (نقی)
حسن بن علی (عسکری)
محمد بن حسن (مهدی)، که به اعتقاد شیعیان مهدی زنده و حاضر است، ولی در دوران غیبت به سر میبرد.
امامت
شیعه دوازده امامی معتقدند که امامت یکی از اصول دین است و آنکه ایمان با اعتقاد به آن کامل میشود. همچنین معتقدند که امامت همچون نبوت لطفیست از جانب خداوند و باید در هر عصر پیشوا یا همان امام وجود داشته باشد تا بشریت را بعد از پیامبر هدایت بنماید. پیشوا صلاحیاتی همچون پیامبر دارد مثل ولایت بر مردم، داد و ستد کردن بینشان ونیز رفع ظلم و ستم از میانشان. بنابراین امامت امتداد پیامبریست و همان دلیلی که نبوت را ضروری میسازد امامت را نیز ضروری میکند.
اهل بیت
اهل بیت (به عربی:أهل البیت) عبارتی به زبان عربی است و به معنای واقعی کلمه به معنی مردمِ خانه یا خانوادهی خانه است. عبارت "اهل بیت" در عربستان قبل از ظهور اسلام برای اشاره به قبیله یا طایفهی یک شخص استفاده میشد که توسط خانوادهی حاکم بر یک قبیله انتخاب میشد. در سنت اسلامی این اصطلاح برای خانوادهی پیامبر اسلام استفاده میشود. اهل بیت به طور ویژهای برای مسلمانان شیعه مهم هستند زیرا شیعیان عموماً احادیث را از اهل بیت و یا نزدیکان آنها استناج میکنند.
در اسلام شیعه اهل بیت مرکز اسلام و مفسر قرآن و سنت هستند. شیعیان باور دارند که آنها جانشین پیامبر هستند و شامل محمد، فاطمه، علی، حسن، حسین (به طور کلی معروف به اصحاب کسا"رداپوش")و سایر امامان میشود. نظرات مختلفی در مورد قلمرو و اهمیت اهل بیت وجود دارد.
در اسلام سنی اهل بیت پیامبر شامل زنان پیامبر، دخترش فاطمه، علی و دو فرزندش حسن و حسین میشود. باقی سنیها تمام نوادگان محمد را و بعضی اوقات نوادگان عمویش عباس ابن عبدالمطلب را نیز اهل بیت میدانند. در تفکر شیعه و سنی هر مسلمانی وظیفه دارد به اهل بیت عشق بورزد.
از نظر شیعه، حکومت تنها از آن خدا است و هر حاکمی که از جانب خداوند حکم نکند و فرمانش حق نباشد (غیر معصوم باشد)، لزوما به باطل حکم کرده و طاغوت میباشد. (چرا که بعد از حق چیزی جز باطل نیست) و دروغ زن به خدا و پیامبر او و غاصب ولایت آنها خواهد بود و مخالفت با آن واجب است، مگر از باب تقیه. بنابراین، شیعیان معتقدند که خداوند امامانی را از جانب خود تعیین و مشخص نموده است و تنها آنان شایستگی تشکیل حکومت و قرار گرفتن در رأس آن را دارا میباشند و اطاعت از هر حاکمی غیر از ایشان، شرک تلقی شده و موجب جاودانگی در آتش خواهد شد.

در نگاه شیعیان خداوند در تمامی زمانها یک نفر را به عنوان امام و سرپرست الهی قرار داده است و زمین هرگز از «حجت» خالی نیست اما این راهبران الهی، همانگونه که در بالا گفته شد، تنها زمانی دست به تشکیل حکومت میزنند که اقبال و خواست عمومی برای این امر وجود داشته باشد. شیعیان علت عدم ظهور و تشکیل حکومت آخرین امامشان -که وی را منجی میخوانند- را نیز عدم خواست واقعی مردم برای تشکیل حکومت الهی میدانند.
عصمت
واژه «عصمت» در لغت عربی به معنای نگاه داشتن، حفاظت و ممانعت است. اما این کلمه در اصطلاح علم کلام، به معنای مصونیت از گناه یا لغزش برای برخی از انسانها مانند پیامبران و امامان آمدهاست. نظریه عصمت در مورد امامان شیعه نخستین بار توسط هشام ابن حکم از متکلمین مهم شیعه و از اصحاب امام ششم شیعیان پیشنهاد شد. دانشمندان علم کلام اسلامی مانند خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب تجرید الاعتقاد و علامه حلی در شرح تجرید، به این نکته اشاره کردهاند که بحث عصمت در سه سطح مطرح میگردد:
سطح اول: عصمت به معنای باز دارندگی از اشتباه در ابلاغ رسالت. در این زمینه دانشمندان علم کلام اعم از اهل تشیع و اهل تسنن، عصمت به معنای یادشده را در مورد پیامبر اسلام تایید میکنند. زیرا آیه سوم از سوره نجم با صراحت این امر را بیان کردهاست که هرگز پیامبر از روی هوا و هوس سخن نمیگوید و سخن او چیزی جز وحی الهی نیست.
سطح دوم: عصمت به معنای باز دارندگی از گناه و معصیت. در این زمینه عموم علمای علم کلام شیعه، معتقد به عصمت پیامبران و امامان و فاطمه زهرا هستند.
سطح سوم: عصمت به معنای باز دارندگی از هرگونه لغزش و اشتباه. در این زمینه میان دانشمندان علم کلام شیعه اتفاق نظر نیست، اما از نظر اکثریت آنان، پیامبر اسلام، دخترش فاطمه زهرا و ائمه شیعیان در مرتبهای قرار دارند که از هر گونه خطا و اشتباه مبرا میباشند. از این رو به آنان معصوم گفته میشود. در مقابل اکثریت یادشده، برخی از دانشمندان شیعه مانند شیخ صدوق در مبحث "سهو النبی"، صدور لغزشهای کوچک در قضایای شخصی و غیر مبحث ابلاغ و حی و رسالت را محال نمیشمارند.
زیر شاخههای شیعه
دین اسلام در اصل دارای یک مذهب و یک مرام بودهاست. اما این دین به مرور زمان به زیر شاخههای بسیار دستهبندی گردید. شیعیان نیز از سده دوم هجری به بعد به چندین زیرگروه منشعب شدهاند. امروز بیشتر شیعیان را «شیعیان دوازده امامی (اثناعشری)» تشکیل میدهند. مهمترین مذاهب دیگری که از شیعه منشعب شدهاند، عبارتاند از اسماعیلیان، زیدیه، کیسانیه، واقفیه و فطحیه. تمام این مذاهب علی رغم تفاوتهای آشکار اعتقادی و فقهی در مسأله ضرورت «امامت» اشتراک نظر دارند. البته تفسیر هر یک از امام و مصداق آن منحصربفرد است.
مفاتیحالعلوم شیعیان را به شش زیرگروه بخش میکند، اثنی عشری معتقد به دوازده امام،زیدیه (پیروان زید بن علی)، کیسانیه (پیروان کیسان غلام علی بن ابیطالب)، عباسیه (منسوب به آل عباس بن عبدالمطلب)، غالیه، و امامیه. وی امامیه را به ۷ تیره تقسیم میکند، ناؤوسیه (منسوب به عبدالله بن ناؤوس)، مفضلیه (منسوب به مفضل بن عمر)، قطعیه (که وفات موسی بن جعفر را تأیید کردهاند)، شمطیه (منسوب به یحیی بن اشمط)، واقفیه (که در امامت موسی بن جعفر متوقف شدهاند و وی را زنده میدانند)، ممطوره، و احمدیه (منسوب به احمد بن موسی بن جعفر که وی را امام هشتم خود میدانند). در کتاب فرهنگ فرق اسلامی از دکتر محمدجواد مشکور زیرشاخههای بیشتری برای شیعه ذکر شده است.
فرقه غالب
شیعه دوازده امامی در ابتدای قرن بیست و یکم، بزرگترین شاخه از فرق شیعه است.
خاستگاه
همه شیعیان معتقد به انتخاب امامت توسط خدا و ابلاغ آن توسط پیامبر هستند و بنابراین بر اساس حدیث غدیر (و آیاتی چون آیه ولایت و آیه تطهیر و احادیث متواتر دیگر، همچون حدیث منزلت و حدیث ثقلین.) علی را امام بر حق میدانند، اما اهل سنت به شورا اعتقاد دارند، که هیچ سندی از طرف پیامبر در مورد انتخاب وصی بعد از او به وسیله شورا در دست نیست.
شیعیان بر این باورند که محمد در زمان حیاتش، جانشین پس از خود را تعیین کرد و پسر عمو و دامادش علی بن ابیطالب را به عنوان وصی و خلیفه پس از خود اعلام نمود. شیعیان بر این باورند که اساس و خاستگاه شیعه، دفاع از اسلام و ولایت و عدل است.
همچنین شیعیان در اثبات حقانیت خود به روایاتی از پیامبر اسلام در منابع اهل سنت استناد میکنند، که در آنها به «شیعه علی» اشاره شدهاست. از جمله سیوطی سنی مذهب روایت میکند زمانی پیامبر رو به علی کرد و گفت: «سوگند به آن که جانم به دست اوست این شخص - علی - و کسانی که شیعه و پیرو اویند در قیامت رستگارند.» علامه امینی از علمای شیعهاست که از محبوبیت خاصی در میان شیعیان برخوردار است. وی تمامی روایات درباره واقعه غدیر را از کتب اهل سنت جمعآوری نموده و در چهل مجلد الغدیر منتشر نمود.
برخی، تشیع را به فردی بنام عبدالله بن سبا نسبت میدهند. اگرچه برخی از تواریخ و «کتب ملل و نحل»، وی را از غالیان شیعه و موسس فرقه سبائیه میدانند که قائل به الوهیت علی بودهاست و بهمین دلیل مورد لعن و تکفیر علی بن ابیطالب واقع شدهاست و حتی برخی اخباری نقل میکنند که وی و پیروانش، بدستور علی در آتش سوزانده شدهاند. مرتضی عسکری در کتاب خود و همچنین برخی از خاورشناسان و حتی علمای سنی در قرون اخیر، عبدالله بن سبا فردی خیالی و ساخته و پرداخته مخالفان شیعه میدانند.
برخی از اهل سنت، نظیر شیخ شلتوت، مفتی اعظم الازهر معتقدند که تقلید از فقه مذهب جعفری، نظیر مذاهب چهارگانه اهل سنت معتبر است.
امامان شیعیان دوازده امامی
اکثریت شیعه، را شیعه امامیه یا اثنیعشری (دوازده امامی) تشکیل میدهد، از آنجا که آنان جانشینان پیامبر اسلام را ۱۲ نفر میدانند، اثنا عشریه (دوازده امامی) نامیده شدهاند.
نام و خصوصیات امامان دوازدهگانه در احادیثی که از پیامبر اسلام روایت شده، بیان گردیدهاست. آنان عبارتند از:
امام علی بن ابی طالب امیرالمومنین
امام حسن بن علی(حسن مجتبی)
امام حسین بن علی (سید الشهدا)
امام علی بن الحسین (سجاد/زین العابدین)
امام محمد بن علی (باقر)
امام جعفر بن محمد (صادق)
امام موسی بن جعفر (کاظم)
امام علی بن موسی (رضا)
امام محمد بن علی (تقی)
امام علی بن محمد (نقی)
امام حسن بن علی (حسن عسکری)
امام حجت بن الحسن (المهدی)
فقه
مذهب فقهی شیعیان دوازدهامامی به فقه امامیه مشهور است.
علایم ظاهری شیعیان
در روایتی از حسن بن علی العسکری نقل شده است: «نشانه و علامتِ مؤمن (شیعه) پنج چیز است: ۱- ۵۱ رکعت نماز در شبانهروز خواندن (۱۷ رکعت واجب و ۳۴ رکعت مستحبی و نافله روزانه)، ۲- زیارت کردن امام حسین در روز اربعین، ۳- انگشتر را در دست راست نمودن، ۴- پیشانی را در سجده بر خاک نهادن، ۵- بسم الله الرحمن الرحیم را در نمازها بلند گفتن.»
یکی دیگر از نشانههای ظاهری شیعیان شهادت دادن به ولایت و خلافت بلافصل علی بن ابیطالب و امامان بعد از او در اذان (با ذکر اشهد ان علیاْ ولیالله یا نظایر آن) میباشد؛ که شهادت ثالثه نامیده میشود. البته گواهی دادن به ولایت علی بن ابیطالب در اذان به عنوان استحباب و تبرک گفته میشود و از اجزای اصلی اذان نیست. گر چه شهادت به ولایت علی بن ابی طالب در این زمانه شعار مذهب شیعه محسوب میشود، ولی برخی مراجع تقلید معتقدند که این عبارت باید طوری گفته شود که شبیه جملات اذان و اقامه نگردد.
جغرافیای تشیع
شیعیان حدود ۱۶٪ تا ۳۰٪ از کل جمعیت مسلمانان را تشکیل میدهند. ، بیشتر شیعیان دوازدهامامی در هند, ایران، عراق، جمهوری آذربایجان، لبنان، افغانستان، پاکستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند یمن و بحرین زندگی میکنند. بر اساس آمار سیا ورلد فکتبوک ۸۹ درصد مردم ایران ۶۰ تا ۶۵ درصد مردم عراق، ۸۵ درصد مردم جمهوری آذربایجان و ۳۰ درصد مردم کویت و ۲۰ تا ۳۰ درصد مردم افغانستان و ۱۶ درصد مردم امارات متحده عربی شیعه دوازدهامامی هستند. از شیعیان لبنان، عربستان سعودی، بحرین و قطر آمار دقیقی در دست نیست. همچنین بنابر آمار ۲۰٪ مردم پاکستان شیعه هستند که بخشی از آنها بخصوص در کشمیر، اسماعیلی هستند. شیعیان یمن، عمدتاً از زیدیه هستند، اما از آنان نیز آمار دقیقی در دست نیست. همچنین ۲۰ درصد از مردم شیعه ترکیه موسوم به علوییون و شیعیان سوریه نیز علوی هستند.
فقه امامیه
فقه امامیه یکی از مذاهب فقهی در اسلام است. این مذهب از آن رو که پیروان آن از شیعیان دوازدهامامی اند به فقه شیعه و از آن رو که بسیار به گفتههای منسوب به جعفر صادق، امام ششم شیعیان، وابسته است به فقه جعفری نیز مشهور است.
شیعه، گرایشی خاص در اسلام بر اساس یک رشته نظرات و تحلیلات کلامی و تاریخی است. ریشهٔ اصلی این گرایش را حدیث ثقلین که توسط محدثین شیعه و سنی از پیامبر اسلام روایت شده و برخی دیگر از روایات از پیامبر اسلام ریشهٔ اصلی این گرایش را تشکیل داد و بعداً استدلالات کلامی و فلسفی و تاریخی آن را تقویت کرد. مکتب شیعی نظراتش در زمینههای مذهبی را اکثراً از رهنمودهای بزرگان وائمه اهل بیت پیامبر الهام گرفته است. اختلاف اصلی دو مکتب فقهی سنی وشیعی در چگونگی تلقی نسبت به سنت نبوی و منابع فقه است. اهل سنت حدیث نبوی را از راه صحابهٔ او و شیعه حدیث را از خاندان وی به دست آوردهاند. مذاهب فقهی اهل سنت پیرو نظرات فقهی چند نفر از فقهای مدینه و عراق هستند، ولی مذاهب فقهی شیعی تابع نظرات امامان اهل بیت اند. مکتب شیعی دوازده امامی که عمده ترین نحله شیعی در حال حاضر است از نظرات امامان دوازدهگانهٔ خود به خصوص امام ششم ابو عبد الله جعفر بن محمد الصادق دنباله روی میکند و زین رو به آن جعفری گفته میشود.
منابع فقه شیعه عبارتند از قرآن، حدیث، اجماع و عقل. در مقابل اهل سنت منابع زیر را استفاده میکنند: قرآن، سنت، اجماع و قیاس.
منبع دوم، یعنی حدیث در مجموعههایی جمع آوری شده و مشهورترین آنها اینهایند:
کتاب الکافی، از محمد بن یعقوب کلینی (متوفی ۳۲۹).
کتاب من لا یحضره الفقیه، از محمد بن علی بن بابویه قمی، صدوق (م ۳۸۱).
تهذیب الاحکام، از محمد بن حسن طوسی، شیخ الطائفه (م ۴۶۰).
الاستبصار، از محمد بن حسن طوسی،
اصولی و اخباری
امامیه به دو مکتب «اصولی» و «اَخباری» تقسیم میشود. اخباریان در بدست آوردن احکام عملی به اخبار و حدیث اکتفا یا تکیه میکنند. در مقابل، اصولیان که در این زمینه از روشهای استنباط اجتهادی (اصول فقه) نیز کمک میگیرند. اینگونه تقابل در روش فقهی از سدههای نخستین نیز وجود داشتهاست اما بعنوان دو مکتب در سدههای اخیر تاحدودی مرزبندی شدند.
این تقابل روش و نگرش در همه نحلههای فقهی و کلامی اسلامی وجود داشتهاست که در مذهب اهل سنت بعنوان مکتب اهل حدیث (فقهای حجاز) در مقابل مکتب عقل یا قیاس یا اصحاب رأی (فقهای عراق) قرار میگیرند. که در اندیشه کلامی اهل سنت نیز بصورت مکتب اشعری (تکیه بر منقولات کلامی و ظاهر حدیث) در مقابل مکتب معتزلی (تکیه بر کلام استدلالی) جلوه گر میباشد. هرچند که در مذهب شیعه این تقابل بیشتر در روش فقهی به چشم میخورد تا اندیشه کلامی.
جدایی این دو مکتب به دوران پس از غیبت کبری بازمیگردد. تا پیش از آن شیعیان مسائل شرعی خود را بهطور مستقیم از امام معصوم خود دریافت میکردند و احتیاجی به اجتهاد و استنباط نداشتند ولی پس از آن ناچار شدند تا خود مسائل مذهبی را دریابند. برای این کار گروهی علم اصول فقه را، به عنوان روش استنباط احکام شرعی، که نزد اهل سنت تکامل یافته بود، پذیرفتند و به اصولی معروف شدند و گروهی دیگر که آن را قبول نداشتند به اخباری معروف شدند.
از مهمترین تفاوتهای اصولیون و اخباریون، به جز اختلاف در مورد اعتبار اصول فقه، میتوان به این موارد اشاره کرد:
اصولیون عقل را برای درک خوبی و بدی چیزها معتبر میدانند ولی اخباریون آن را معتبر نمیدانند.
اصولیون منابع دریافت احکام را به قرآن، سنت، اجماع و عقل تقسیم میکنند ولی اخباریون فقط قرآن و سنت را دلیل میدانند.
اصولیون ظاهر قرآن را حجت میدانند ولی اخباریون فقط نص قران را حجت میدانند.
اخباریون کتب چهارگانه حدیثی شیعه (اصول کافی، تهذیب، استبصار و من لایحضره الفقیه) را قطعیالصدور دانسته و تمام احادیث آن را معتبر میدانند، در نتیجه به علم رجال نیازی ندارند، ولی اصولیون برای تشخیص اعتبار احادیث علم رجال را لازم میدانند.
اصولیون مقام فتوادهی و فهم احادیث را به مجتهد جامعالشرائط منحصر میدانند ولی اخباریون شناخت اهل بیت را برای این امر کافی میدانند.
اصولیون اجتهاد را واجب کفایی یا عینی میدانند ولی اخباریون آن را حرام میدانند.
اصولیون در جائیکه رسیدن به علم ممکن نباشد، ظن مجتهد را حجت میدانند. ولی اخباریون معتقدند تفاوتی بین ظن مجتهد و غیرمجتهد نیست و باید به علم قطعی رسید.
اصولیون اصل اباحه (فرض جایز بودن هر کاری تا زمانی که دلیلی بر ممنوعیت آن نباشد) را حجت میدانند ولی اخباریون نه.
اخباریون خبر واحد (حدیثی که به تواتر نرسیده) را حجت نمیدانند ولی بیشتر اصولیون آن را حجت میدانند.
اصولیون احادیث را به پنج دسته تقسیم می کنند امااخباریان به دو دسته : صحیح و ضعیف.
البته لازم به ذکر است که بعضی از اخباریان قائل به صحت یا ضعف حدیث نبوده و تمام احادیث و عمل به آنان را صحیح و درست می دانند حتی اگر این احادیث در کتب نا معلوم باشد . اخباریان در باب عمل به احادیث متعارض چند گونه عمل می کنند بعضی از از آنها قائل به تخییر بوده یعنی به هر کدام از آنها بخواهی عمل می توان کرد و بعضی قائل به ترجیح اند که در ابتدا آن را با کتاب خداوند سپس با سنت پیامبر می سنجند در مرحله بعد به روایتی عمل می کنند که مخالف عامه باشد و در مرحله آخر به راویی که بیشتر مورد اعتماد باشد عمل می نمایند . معمولاً کسانی که اهل تخییرند قائل به صحت تمام احادیث هستند و کسانی که قائل به ترجیح اند احادیث را به صحیح و ضعیف تقسیم بندی می کنند . در ضمن باید گفت که هر دو نوع اعتقاد از روایات برخاسته است .
مکتب اخباری از نظر اصول استنباط و اکتفا به قرآن و روایات به مکتب ظاهری در میان اهل سنت شباهت دارد و اصولیون شیعه نیز در بین مذاهب چهارگانه اهل سنت شباهت بیشتری به شافعیان دارند. در بین مذاهب دیگر شیعه؛ مذهب اسماعیلی از نظر فقهی شباهت بسیاری به مذهب جعفری دارد. هر چند از نظر مسائل مربوط به سیاست، حکومت و امامت اختلاف جدی با مذهب جعفری دارد. اما مذهب فقهی شیعیان زیدی بیشتر به اهل سنت و بهویژه حنفیان نزدیک است تا فقه جعفری.
مکتب اخباری بیشترین نفوذ را در اواخر دوره صفوی و پساصفوی با دیدگاههای فقهایی چون محمدامین استرآبادی و یوسف بحرانی به دست آورد اما در اواخر دوره قاجار جریان اخباری بهشدت ضعیف شده و شیخ مرتضای انصاری (۱۲۲۴ - ۱۲۸۱ ه. ق) تفوق کامل اصولیون را بر جریان نواخباری دیکته کرد. اصولیون به طور کلی در زمینه مسائل حقوقی مشی آزادیگرایانهتری از اخباریون دارند، اما این تصور که همه علمای اصولی پیشرو و علمای اخباری همگی واپسگرایند به کلی بیاساس است. طبقه فعال سیاسی شیعیان نیز از بین اصولیون است و مبنای مشروعیت رهبری روحالله خمینی و حکومت جمهوری اسلامی که به دست او تأسیس شد وابسته به تعالیم مکتب اصولی بود. ابهام زیادی در مورد پیروی از مکاتب اخباری و اصولی در جهان شیعه امروز وجود دارد. برخی منابع تشیع ایرانی را اصولی و تشیع عراقی را اخباری معرفی کنند. برخی منابع دیگر شیعیان ایران و عراق را به طور کامل پیرو سیستم مرجعیت دانسته و در نتیجه آنها را اصولی میدانند. در این دیدگاه علی سیستانی (بلندپایهترین شخصیت مذهبی عراق) یک مرجع تقلید است و احکام اسلامی از طریق مراجع و مجتهدین تفسیر و به روز شده و این به معنی پیروی از مکتب اصولی است. بر اساس این دیدگاه اخباریون امروزه تنها در بحرین اکثریت دارند و در برخی مناطق دیگر خلیج فارس مثل بصره و خرمشهر هم حضور دارند. هرچند رسوبات فکری دیدگاههای اخباری هنوز در میان شیعیان و علمای شیعه چه در ایران و چه در سطح وسیعتری در عراق، هند، پاکستان و بحرین باقیماندهاست. پس از شکست اخباریون مهمترین رقیبی که جریان اصولی تاکنون به خود دیده مکتب شیخیه است که بر پایه آموزههای شیخ احمد احسائی و شیخ کاظم رشتی بنیان نهاده شد. در حالی که اختلاف اصولیون و اخباریون در زمینهً «فروع دین» بود شیخیه در «اصول دین» با اصولیون اختلاف نظر داشت. امروزه یک جریان قوی شیخیه در پاکستان به حیات خود ادامه میدهد.
شیعه دوازدهامامی
شیعه دوازدهامامی یا اثنیعشری نام فرقه ای از مذهب تشیع در دین اسلام است که به امامت ۱۲ امام پس از محمد، پیامبر اسلام، باور دارد. ایشان را شیعه جعفری یا امامیه هم مینامند. شیعه دوازده امامی در ابتدای قرن بیست و یکم، بزرگترین شاخه از فرق شیعه است.
امامیه
امامیه یکی از مشهورترین اصطلاحهای کلامی این مذهب شمرده میشود که برگرفته از «امام» که در لغت به معنی پیشوا و کسی است که از گفتار او پیروی میشود و جمع آن «ائمه» است. حرف یاء در آخر آن یاء نسبت است به معنی منسوب به امام و چون وصف «فرقه» است مؤنث به کار میرود، یعنی فرقه امامیه. و «مقصود گروهی است که پس از رحلت پیامبر اسلام از «امام منصوب از جانب او» پیروی میکنند».
در اصطلاح نیز به هر گروهی که پس از پیامبر اسلام به امام منصوب معتقد است، میتوان آن را امامی نامید. در این صورت، واژه امامیه با شیعه مترادف خواهد بود، زیرا شیعه کسی است که از امام منصوب به نام علی بن ابی طالب پیروی میکنند و او را بر دیگر صحابه پیامبر اسلام مقدم می دارند.
امامیه در منابع فرق اسلامی
اشعری شیعه را به سه صنف به نامهای «غالیه»، «رافضه»، «زیدیه» تقسیم میکند، و در نتیجه امامیه را با رافضه یکسان میگیرد. او در این کتاب، برای غالیه ۱۵ فرقه و برای رافضه ۲۴ و برای زیدیه ۶ فرقه بیان نموده است».
ملطی، رافضه را با امامیه یکی دانسته و برای آن ۱۸ فرقه نام برده است، که زیدیه نیز از آنان است. او در این استعمال، امامیه را به معنی عام یعنی معتقد به امام منصوب گرفته و همه را تحت این عنوان جمع کرده است. محقق کتاب محمد زاهد کوثری در پاورقی یادآور میشود که امامیه همان فرقه اثناعشری است، ولی مؤلف هر کسی را که به امامت معتقد بوده آن را امامی دانسته است.
بغدادی برای روافض چهار فرقه اصلی برشمرده که عبارتند از زیدیه، کیسانیه، امامیه و غلاة و برای زیدیه سه فرقه و برای کیسانیه دو فرقه و برای امامیه پانزده فرقه و برای غلاة شش فرقه ذکر کرده است.
اسفرائینی از غلاة نامی نبرده و روافض را تنها به سه فرقه به نامهای زیدیه، امامیه و کیسانیه تقسیم نموده و برای امامیه پانزده فرقه ذکر کرده است.
شهرستانی برای شیعه پنج فرقه ذکر کرده به نامهای کیسانیه، زیدیه، امامیه، غالیه، اسماعیلیه.
احمد امین مصری اساس تشیع را اعتقاد به این می داند که علی و فرزندان او از دیگران برای خلافت و امامت شایسته تر هستند و پیامبر اسلام نیز آنها را برای این مقام برگزیده است. و غیر از فرقه زیدیه، دیگر فرق شیعه را تحت عنوان امامیه نامیده، و مهم ترین آنها را اثناعشریه می داند.
به گفتار شیخ کوثری محقق کتاب ملطی، مناقشه در اصطلاح نیست، هرگاه مقصود از امامیه، اعتقاد به امام منصوب باشد، کلیه فرق شیعه، امامی بوده و همه را میتوان امامیه نامید، مگر فرقههای غالی که اصولاً اسلام آنها زیر سؤال است، واگر مقصود اصطلاح رایج در میان شیعه و غیره باشد، حق این است که امامیه قسمی از شیعه و مرادف با اثنا عشریه و اعتقاد به دوازده امام است، و لذا شیخ مفید میگوید: امامیه امامت را پس از امام علی و حسنین در اولاد حسین بن علی متمرکز میسازند و امامت را تا امام رضا و سپس تا امام مهدی ادامه میدهند.
فخر الدین رازی نیز از همین فکر پیروی کرده و میگوید: امامیه گروهی از شیعه است که می گویند: امام پس از پیامبر اسلام، علی بن ابی طالب، سپس پسرش حسن، سپس برادرش حسین، سپس فرزند حسین، علی بن الحسین، و سپس فرزند او محمد باقر و سپس فرزند او جعفر صادق، و سپس فرزند او موسی کاظم و سپس فرزند او علی بن موسی الرضا و سپس فرزندش محمد تقی و سپس فرزند او علی نقی و سپس فرزند او حسن زکی، و سپس فرزند او محمد و او همان امام قائم است که جهان در انتظار اوست.
از زمان شیخ صدوق که نگارش عقاید و ملل و نحل در میان شیعه رواج بیشتری پیدا کرده اصطلاح امامیه را در مورد فرقه اثناعشری به کار میبرند. سعد بن عبداللّه اشعری قمی که از اصحاب عسکری به شمار میرود و در سال ۲۹۹ درگذشته است. کتابوبه نام «مقالات الإمامیة» تألیف نموده است. شیخ صدوق (۳۰۶-۳۸۱) کتابوبه نام «رسالة فی دین الإمامیة» نوشته که معروف به رساله اعتقادات صدوق است و از این تاریخ به بعد امامیه در کلمات شیخ مفید در کتاب «اوائل المقالات» در مورد اثناعشریه به کار میرود. و همگی حاکی از این است که تقسیم بندی اشعری و غیره دقیق نبود و یا از آن، معنی عام، اراده نمودهاند.
برخی از پژوهشگران معاصر فرق اسلامی بر این باورند که بسیاری از این فرقهها که اشعری، و یا ملطی و دیگران برای «امامیه» برشمردهاند، یا وجود خارجی نداشته، و واقعیت آن نوعی فرقه تراشی است، مانند «زراریه» و «هشامیه» و یا بر فرض صحت، داشتن عقیده خاص در یک مسأله کلامی، مایه تعدد فرقه نمیگردد. آنچه میتواند محور تقسیم در مفهوم «امامیه» به معنی اعم باشد، اختلاف و دوگانگی در استمرار امامت و مصادیق آنها است، بنابراین فقط میتوان «زیدیه» و «اسماعیلیه» و «واقفیه» را از فرق شیعه شمرد. شاید انگیزه برای تکثیر فرق، تحقق بخشیدن به حدیث معروف که امت اسلامی را به هفتاد و سه فرقه می رساند بوده است.
باورهای این مذهب
پیروان مکتب امامت معتقدند که پس از درگذشت پیامبر اسلام نیاز بشر به وصی الهی منتفی نمیشود و به همان دلیل که خدا انبیاء را برانگیخته، از میان آنها وصیهایی هم برمیگزیند تا مردم را هدایت کنند. شیعیان دوازدهامامی با استفاده از قرآن و به استناد سنت پیامبر به دوازده وصی معصوم، که از اهل بیت محمد هستند؛ به عنوان جانشین منصوب او، تا روز قیامت ایمان آوردهاند. شیعیان با استناد به حدیث جابر و احادیث متواتر معتقدند ائمه ۱۲ فرد مشخصی هستند که از جانب خدا و از زمان پیامبر با نام معرفی شدهاند و عبارتاند از:
علی بن ابیطالب
حسن بن علی
حسین بن علی
علی بن حسین (سجاد)
محمد بن علی (باقر)
جعفر بن محمد (صادق)
موسی بن جعفر (کاظم)
علی بن موسی (رضا)
محمد بن علی (تقی)
علی بن محمد (نقی)
حسن بن علی (عسکری)
محمد بن حسن (مهدی)، که به اعتقاد شیعیان مهدی زنده و حاضر است، ولی در دوران غیبت به سر میبرد.
امامت
شیعه دوازده امامی معتقدند که امامت یکی از اصول دین است و آنکه ایمان با اعتقاد به آن کامل میشود. همچنین معتقدند که امامت همچون نبوت لطفیست از جانب خداوند و باید در هر عصر پیشوا یا همان امام وجود داشته باشد تا بشریت را بعد از پیامبر هدایت بنماید. پیشوا صلاحیاتی همچون پیامبر دارد مثل ولایت بر مردم، داد و ستد کردن بینشان ونیز رفع ظلم و ستم از میانشان. بنابراین امامت امتداد پیامبریست و همان دلیلی که نبوت را ضروری میسازد امامت را نیز ضروری میکند.
اهل بیت
اهل بیت (به عربی:أهل البیت) عبارتی به زبان عربی است و به معنای واقعی کلمه به معنی مردمِ خانه یا خانوادهی خانه است. عبارت "اهل بیت" در عربستان قبل از ظهور اسلام برای اشاره به قبیله یا طایفهی یک شخص استفاده میشد که توسط خانوادهی حاکم بر یک قبیله انتخاب میشد. در سنت اسلامی این اصطلاح برای خانوادهی پیامبر اسلام استفاده میشود. اهل بیت به طور ویژهای برای مسلمانان شیعه مهم هستند زیرا شیعیان عموماً احادیث را از اهل بیت و یا نزدیکان آنها استناج میکنند.
در اسلام شیعه اهل بیت مرکز اسلام و مفسر قرآن و سنت هستند. شیعیان باور دارند که آنها جانشین پیامبر هستند و شامل محمد، فاطمه، علی، حسن، حسین (به طور کلی معروف به اصحاب کسا"رداپوش")و سایر امامان میشود. نظرات مختلفی در مورد قلمرو و اهمیت اهل بیت وجود دارد.
در اسلام سنی اهل بیت پیامبر شامل زنان پیامبر، دخترش فاطمه، علی و دو فرزندش حسن و حسین میشود. باقی سنیها تمام نوادگان محمد را و بعضی اوقات نوادگان عمویش عباس ابن عبدالمطلب را نیز اهل بیت میدانند. در تفکر شیعه و سنی هر مسلمانی وظیفه دارد به اهل بیت عشق بورزد.
بالابر پله
بالابر پله (stairlift) یا صندلی بالابر پله را میتوان به نوعی در گروه آسانسورها طبقهبندی کرد. صندلی متحرک وسیلهای است که دارای یک صندلی تاشو یک موتور گیربکس کوچک و یک ریل است که همگی اینها در کنار هم ابزاری را میسازند که جهت جابجایی افراد ناتوان در ساختمانهای عموما دوبلکس کاربرد دارد.

آسانسور فضایی
آسانسور فضایی وسیلهای خیالی است که برای انتقال ماده از سطح یک جرم آسمانی به فضا طراحی شدهاست. برای این وسیله طرحهای بسیاری تصور شده که همه آنها شامل مسافرت به فضا از طریق حرکت در امتداد ساختاری ثابت بهجای استفاده از موشکهای فضایی است. طرح کلی این وسیله غالباً به سازهای مربوط میشود که از روی سطح زمین – در نزدیکی یا روی استوا – تا مدار پیرامون زمین و فضای بیوزنی امتداد داشته باشد.
ایدهٔ آسانسور فضایی نخستین بار توسط کنستانتین تسیولکوفسکی در سال ۱۸۹۵ مطرح شد
،
زمانی که او صحبت از ماشینی تخیلی به اسم «برج تسوکوفسکی» کرد که از سطح زمین تا مدار زمین امتداد داشت. ایدههایی که اخیراً درباره این طرح مطرح میشود بیشتر بر وجود سازهای دارای قابلیت انبساط (برای نمونه یک ریسمان دارای قابلیت انعطاف) تاکید میشود که از مدار زمین تا سطح آن کشیده شده باشد. این سازه، به همان شکلی گه تارهای یک گیتار کشیده شده و محکم اند، بین زمین و فضا امتداد پیدا میکند. یه آسانسور فضایی گاهی اسامی دیگری نظیر پل فضایی، بالابر فضایی، نربان فضایی، قلاب آسمان، برج مداری و آسانسور مداری نیز نسبت داده میشود.
دانش و فناوری کنونی به اندازهای نیست که بتوان به وسیله آن ابزارهای مهندسی قابل استفادهای ساخت که به اندازه کافی مقاوم و سبک باشند و بشود از آنها در ساخت آسانسور فضایی استفاده کرد. موضوعی که در ابتدا با آن روبهرو میشویم این است که مجموع جرم وسایل و ابزارهایی که قرار است این سازه را تشکیل بدهند به قدری زیاد است که باعث شکسته شدن کابل آسانسور میشود. در طرحهای خیالیای که اخیراً برای آسانسور فضایی مطرح شدهاست، استفاده از موادی که در آنها نانولوله کربنی به عنوان مادهای با قابلیت انعطاف بالا به کار رفته، مورد تاکید قرار گرفتهاست، چرا که مقاومت اندازهگیری شده نانولوله کربنی بسیار کوچک به اندازه کافی بالا بودهاست تا این موضوع را از لحاظ فرضی ممکن سازد
. فناوری امروزی تنها توانایی ساخت آسانسوری برای نقاطی از منظومه شمسی است که داری جاذبه گرانشی کمتری باشند، مانند مریخ
تلهکابین
تِلِهکابین گونهای آسانسور هوایی است که معمولاً برای جابجایی مردم یا کالا در مناطق کوهستانی استفاده میشود.
تلهکابین از یک حلقه طولانی کابل فولادی تشکیل شده که میان دو ایستگاه تنیده شده و دکلهایی در میان آن دو ایستگاه، کابل را در طی فاصله نگه میدارند. در فواصل مساوی کابینهایی به کابل وصل میشوند و کابل توسط موتوری برقی در یکی از ایستگاهها به حرکت در میآید.
تلهکابین در پیستهای اسکی کاربرد زیادی دارد. واژه تلهکابین از زبان فرانسوی به فارسی وارد شده است.
قطار کابلی
قطار کابلی(به انگلیسی: Funicular) یا قطار کوهنورد، قطاری است کابلی که از آن برای صعود به ارتفاع استفاده میشود. این قطار دارای دو واگن است که توسط طناب فولادی قوی بهمدیگر متصل هستند و با حرکت یکی به پائین دیگری بالا میرود.
انواع ریل و چرخ
واگنها بکمک چرخ دندهای که در بالای تپه قرار دارند و کابلها به دور آن میچرخند به حرکت در میآیند و سپس نیروی ثقل واگن را بطرف پائین میراند. درانواع اولیه که محدودیت جا نبود، از چهار ریل استفاده کرده اند و هر واگن در ریل خودش رفت و آمد میکند مانند قطار (پیتسبورگ) ولی با تفاوتی که در لبههای چرخها بوجود آمده و همچنین انحراف ریلها در وسط مسیر و ایجاد محل عبور مجزا، سیستم های سه ریلی و دوریلی نیز ساخته شده است.
تاریخچه
در سال ۱۵۱۵ اولین قطار کابلی در زالتسبورگ اتریش ساخته شده بود که دارای ریل چوبی بود و توسط نیروی انسان و یا بکمک حیوانات حرکت داده می شد. در قرن ۱۸ میلادی در بسیاری از کشورها قطارهای کابلی کار می کردند و در سال ۱۸۷۹ Carl Roman Abt در سوئیس اولین قطار کابلی دو ریلی را ابداع نمود. امروزه بیشتر از ۴۰ قطار کابلی در دنیا وجود دارد که بعضی از آنها درحقیقت آسانسورهای مایل هستند.
پله برقی
پله برقی گونهای نقاله جابجایی است که برای جابجا کردن افراد بهکار میرود. پله برقی از پلههای بههمپیوستهای تشکیل شده که به حالت افقی میمانند و برای بالا و پایین بردن افراد استفاده میشود.
پله برقی یک چرخه تکرارشونده از پلههای در گردش است، که در آن پلههای بازگشتی در زیر پلههای بالایی پنهان شدهاند. وزن پلههای پنهان با وزن پلههای آشکار موازنه و برابری میکند، بنابراین موتور پله برقی بایستی تنها وزن افراد روی پله برقی را (که در حال بالا یا پایین رفتن هستند) تحمل کند.
پله های برقی از نظر کاربردی به ۳دسته semi out door -indoor- out door تقسیم میگردد که به ترتیب در محیط آزاد(بیرون از ساختمان) ، محیط بسته(داخل ساختمان) و نیمه بسته(پل های عابر پیاده) استفاده می گردند.پله های مکانهای عمومی به صورت heavy duty طراحی می گردد که همان پله های معمولی تقویت شده میباشند که برای کار در شرایط دشوار طراحی می گردند. پله های برقی معمولا در دو زاویه ۳۰و ۳۵ درجه طراحی میگردند البته در مکانهای مسطح ۰ تا ۱۲ درجه هم تولید میگردد که به آنها راهروی متحرک یا auto walk می گویند. مزایای زیادی برای پلههای برقی میتوان برشمرد. با وجود اشغال فضایی تقریبا همسان با پلکان معمولی، یک پله برقی میتواند شمار زیادی از افراد را جابجا کند. در صورت رعایت قانون باز گذاشتن سمت چپ برای راهروندگان در پله برقی، این پلهها میتوانند جابجایی بسیار سریع افراد را میسر کنند. قیمت پله های برقی نسبت به ارتفاع کف تا کف جابجایی تعیین می گردد.
آمارها نشان میدهد که در ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۴ تعداد ۳۰ هزار پله برقی وجود داشت و در آن کشور هر ساله ۹۰ میلیارد جابجایی افراد بر روی این پلهها انجام میگیرد.
درون پله برقی
پله های برقی دارای موتور الکتریکی می باشند که نسبت با ارتفاع بالابری ۴.۵-۸-۱۱ کیلووات یا حتی بالاتر طراحی می گردند.پله های پله برقی که به استپ معروف هستند دارای دو چرخ در دو طرف می باشند که روی زنجیری به نام استپ چین قرار مگیرند.استپ چین به دور شفت اصلی قرار میگیرد و شفت توسط زنجیرموتور به موتور متصل می گردد.پله های برقی دارای میکروسوییچ های امنیتی می باشند که از صدمه زدن دستگاه به خودش یا مسافر جلو گیری میکند.اکثر پله های برقی دارای سیستم ترمز مغناطیسی می باشند.
نصب پله برقی
از نکات جالب در مورد پله برقی می توان به نحوه نصب آن اشاره کرد. پله های برقی میبایست به گونه ای طراحی گردد که بر روی تیر های اصلی سازه قرار گیرد و تنها با نیروی وزن و بدون استفاده از جوشکاری یا پیچ و پرچ بر روی نشیمن گاه قرار می گیرند.برای پله های برقی با ارتفاع بالای ۶متر پایه میانی نیز طراحی میگردد.پله های برقی نسبت به ارتفاع کف تا کف و نیز شرایط محیطی پروژه به تکه های متعدد تقسیم میگردد و به محل پروژه ارسال و توسط نیروی متخصص نصب و منتاژ می گردد. پله برقی نیز مانند سایر دستگاههای مکانیکی نیاز به سرویس و نگهداری ماهیانه دارند که این امر میبایست توسط متخصصین انجام گردد.
پیشینه
نخستین پله برقی توسط جس وبلیورنو در سال ۱۸۸۱ میلادی در ایالات متحده آمریکا ساختهشد و از آن برای انتقال دیرکهای چوبی و میلههای فلزی به درون کشتیها استفاده میشد. نام پله برقی برای نخستین بار در سال ۱۹۰۰ میلادی برای پلکان متحرکی به کار رفت که در نمایشگاهی در شهر پاریس به نمایش گذاشته شده بود. بیشینهٔ ارتفاع پلههای برقی امروز ۱۸ متر است.
جرثقیل
جرثقیل به زبان پارسی ( گرانبر ) وسیلهاست که بار رادر راستای قائم با ترکیب شش جهت حرکتی کنترل پایا جا به جا میکند
حالات
جرثقیل دارای انواع مختلف در گروههای ذیل میباشد:
جرثقیلهای موبایل (ماشینی) که بروی زمین به دو صورت ثابت (نصب جک) وکارگاهی(متحرک با بار) میباشند
جرثقیلهای سقفی که در سالنهای صنعتی وتولیدی ویا سایر خطوط(انبار-تعمیرو...)در ارتفاع بر روری خطوط باربر کناری قبل نصب میباشد. به دو صورت جرثقیل سقفی تک پل ودو پل معروف میباشند.
جرثقیل دروازهای: این نوع جرثقیلها به دو صورت دروازهای ونیم دروازهای قابل استفاده هستند.
جرثقیل بازویی: جرثقیلهای بازویی به دو صورت بازویی(دیواری) ویا ستونی بازویی قابل استفاده در صنایع میباشند
جرثقیلهای آویز: این جرثقیلها درسالنها ومکانها ی با محدودیت ارتفاع وخطوط مونتاژسری (خودرو سازی و...) در ظرفیت تا ۵ تن قابل استفاده میباشند
جرثقیلهای خاص: این گروه جرثقیلها با ترکیبی از گروههای قبلی قابل استفاده میباشند که در موارد استفاده خاص مانند پشته کردن و...
ماشین کابلی
ماشین کابلی به نوعی وسیله نقلیه اطلاق میشود که به کابل متصل بوده که در یک حلقه بسته در حال چرخش است. از ماشین کابلی برای انتقال کالا و انسان از نقطهای به نقطه دیگر استفاده میشود. تله کابین نمونهای از ماشین کابلی است و نمونههای مدرن ان در شهرها و فرودگاهها برای انتقال مسافران استفاده میشود. هزینه این نوع ماشینهای کابلی به مراتب بسیار پایینتر از مترو بوده و دارای همان کارایی است اما معمولا در مسیرهای کوتاه حد اکثر چند کیلومتری قابل جایگزین است.
تلهسییژ
تلهسییژ نوعی وسیله جابهجایی یا بالابر است که معمولاً در پیستهای اسکی و برخی پارکهای منطقهای به کار میرود. این بالابر از یک حلقه کابل فولادی پیوسته بین دو ایستگاه تشکیل شده که مجموعهای از صندلیها را جابهجا میکند و معمولاً تعدادی دکل میانی کابل را نگه میدارند.
وسیلههای جابهجایی مشابه تلهاسکی و تلهکابین هستند که تفاوتهایی با تلهسییژ دارند.
بالابر پله (stairlift) یا صندلی بالابر پله را میتوان به نوعی در گروه آسانسورها طبقهبندی کرد. صندلی متحرک وسیلهای است که دارای یک صندلی تاشو یک موتور گیربکس کوچک و یک ریل است که همگی اینها در کنار هم ابزاری را میسازند که جهت جابجایی افراد ناتوان در ساختمانهای عموما دوبلکس کاربرد دارد.

آسانسور فضایی
آسانسور فضایی وسیلهای خیالی است که برای انتقال ماده از سطح یک جرم آسمانی به فضا طراحی شدهاست. برای این وسیله طرحهای بسیاری تصور شده که همه آنها شامل مسافرت به فضا از طریق حرکت در امتداد ساختاری ثابت بهجای استفاده از موشکهای فضایی است. طرح کلی این وسیله غالباً به سازهای مربوط میشود که از روی سطح زمین – در نزدیکی یا روی استوا – تا مدار پیرامون زمین و فضای بیوزنی امتداد داشته باشد.
ایدهٔ آسانسور فضایی نخستین بار توسط کنستانتین تسیولکوفسکی در سال ۱۸۹۵ مطرح شد
،
زمانی که او صحبت از ماشینی تخیلی به اسم «برج تسوکوفسکی» کرد که از سطح زمین تا مدار زمین امتداد داشت. ایدههایی که اخیراً درباره این طرح مطرح میشود بیشتر بر وجود سازهای دارای قابلیت انبساط (برای نمونه یک ریسمان دارای قابلیت انعطاف) تاکید میشود که از مدار زمین تا سطح آن کشیده شده باشد. این سازه، به همان شکلی گه تارهای یک گیتار کشیده شده و محکم اند، بین زمین و فضا امتداد پیدا میکند. یه آسانسور فضایی گاهی اسامی دیگری نظیر پل فضایی، بالابر فضایی، نربان فضایی، قلاب آسمان، برج مداری و آسانسور مداری نیز نسبت داده میشود.
دانش و فناوری کنونی به اندازهای نیست که بتوان به وسیله آن ابزارهای مهندسی قابل استفادهای ساخت که به اندازه کافی مقاوم و سبک باشند و بشود از آنها در ساخت آسانسور فضایی استفاده کرد. موضوعی که در ابتدا با آن روبهرو میشویم این است که مجموع جرم وسایل و ابزارهایی که قرار است این سازه را تشکیل بدهند به قدری زیاد است که باعث شکسته شدن کابل آسانسور میشود. در طرحهای خیالیای که اخیراً برای آسانسور فضایی مطرح شدهاست، استفاده از موادی که در آنها نانولوله کربنی به عنوان مادهای با قابلیت انعطاف بالا به کار رفته، مورد تاکید قرار گرفتهاست، چرا که مقاومت اندازهگیری شده نانولوله کربنی بسیار کوچک به اندازه کافی بالا بودهاست تا این موضوع را از لحاظ فرضی ممکن سازد
. فناوری امروزی تنها توانایی ساخت آسانسوری برای نقاطی از منظومه شمسی است که داری جاذبه گرانشی کمتری باشند، مانند مریخ
تلهکابین
تِلِهکابین گونهای آسانسور هوایی است که معمولاً برای جابجایی مردم یا کالا در مناطق کوهستانی استفاده میشود.
تلهکابین از یک حلقه طولانی کابل فولادی تشکیل شده که میان دو ایستگاه تنیده شده و دکلهایی در میان آن دو ایستگاه، کابل را در طی فاصله نگه میدارند. در فواصل مساوی کابینهایی به کابل وصل میشوند و کابل توسط موتوری برقی در یکی از ایستگاهها به حرکت در میآید.
تلهکابین در پیستهای اسکی کاربرد زیادی دارد. واژه تلهکابین از زبان فرانسوی به فارسی وارد شده است.
قطار کابلی
قطار کابلی(به انگلیسی: Funicular) یا قطار کوهنورد، قطاری است کابلی که از آن برای صعود به ارتفاع استفاده میشود. این قطار دارای دو واگن است که توسط طناب فولادی قوی بهمدیگر متصل هستند و با حرکت یکی به پائین دیگری بالا میرود.
انواع ریل و چرخ
واگنها بکمک چرخ دندهای که در بالای تپه قرار دارند و کابلها به دور آن میچرخند به حرکت در میآیند و سپس نیروی ثقل واگن را بطرف پائین میراند. درانواع اولیه که محدودیت جا نبود، از چهار ریل استفاده کرده اند و هر واگن در ریل خودش رفت و آمد میکند مانند قطار (پیتسبورگ) ولی با تفاوتی که در لبههای چرخها بوجود آمده و همچنین انحراف ریلها در وسط مسیر و ایجاد محل عبور مجزا، سیستم های سه ریلی و دوریلی نیز ساخته شده است.
تاریخچه
در سال ۱۵۱۵ اولین قطار کابلی در زالتسبورگ اتریش ساخته شده بود که دارای ریل چوبی بود و توسط نیروی انسان و یا بکمک حیوانات حرکت داده می شد. در قرن ۱۸ میلادی در بسیاری از کشورها قطارهای کابلی کار می کردند و در سال ۱۸۷۹ Carl Roman Abt در سوئیس اولین قطار کابلی دو ریلی را ابداع نمود. امروزه بیشتر از ۴۰ قطار کابلی در دنیا وجود دارد که بعضی از آنها درحقیقت آسانسورهای مایل هستند.
پله برقی
پله برقی گونهای نقاله جابجایی است که برای جابجا کردن افراد بهکار میرود. پله برقی از پلههای بههمپیوستهای تشکیل شده که به حالت افقی میمانند و برای بالا و پایین بردن افراد استفاده میشود.
پله برقی یک چرخه تکرارشونده از پلههای در گردش است، که در آن پلههای بازگشتی در زیر پلههای بالایی پنهان شدهاند. وزن پلههای پنهان با وزن پلههای آشکار موازنه و برابری میکند، بنابراین موتور پله برقی بایستی تنها وزن افراد روی پله برقی را (که در حال بالا یا پایین رفتن هستند) تحمل کند.
پله های برقی از نظر کاربردی به ۳دسته semi out door -indoor- out door تقسیم میگردد که به ترتیب در محیط آزاد(بیرون از ساختمان) ، محیط بسته(داخل ساختمان) و نیمه بسته(پل های عابر پیاده) استفاده می گردند.پله های مکانهای عمومی به صورت heavy duty طراحی می گردد که همان پله های معمولی تقویت شده میباشند که برای کار در شرایط دشوار طراحی می گردند. پله های برقی معمولا در دو زاویه ۳۰و ۳۵ درجه طراحی میگردند البته در مکانهای مسطح ۰ تا ۱۲ درجه هم تولید میگردد که به آنها راهروی متحرک یا auto walk می گویند. مزایای زیادی برای پلههای برقی میتوان برشمرد. با وجود اشغال فضایی تقریبا همسان با پلکان معمولی، یک پله برقی میتواند شمار زیادی از افراد را جابجا کند. در صورت رعایت قانون باز گذاشتن سمت چپ برای راهروندگان در پله برقی، این پلهها میتوانند جابجایی بسیار سریع افراد را میسر کنند. قیمت پله های برقی نسبت به ارتفاع کف تا کف جابجایی تعیین می گردد.
آمارها نشان میدهد که در ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۴ تعداد ۳۰ هزار پله برقی وجود داشت و در آن کشور هر ساله ۹۰ میلیارد جابجایی افراد بر روی این پلهها انجام میگیرد.
درون پله برقی
پله های برقی دارای موتور الکتریکی می باشند که نسبت با ارتفاع بالابری ۴.۵-۸-۱۱ کیلووات یا حتی بالاتر طراحی می گردند.پله های پله برقی که به استپ معروف هستند دارای دو چرخ در دو طرف می باشند که روی زنجیری به نام استپ چین قرار مگیرند.استپ چین به دور شفت اصلی قرار میگیرد و شفت توسط زنجیرموتور به موتور متصل می گردد.پله های برقی دارای میکروسوییچ های امنیتی می باشند که از صدمه زدن دستگاه به خودش یا مسافر جلو گیری میکند.اکثر پله های برقی دارای سیستم ترمز مغناطیسی می باشند.
نصب پله برقی
از نکات جالب در مورد پله برقی می توان به نحوه نصب آن اشاره کرد. پله های برقی میبایست به گونه ای طراحی گردد که بر روی تیر های اصلی سازه قرار گیرد و تنها با نیروی وزن و بدون استفاده از جوشکاری یا پیچ و پرچ بر روی نشیمن گاه قرار می گیرند.برای پله های برقی با ارتفاع بالای ۶متر پایه میانی نیز طراحی میگردد.پله های برقی نسبت به ارتفاع کف تا کف و نیز شرایط محیطی پروژه به تکه های متعدد تقسیم میگردد و به محل پروژه ارسال و توسط نیروی متخصص نصب و منتاژ می گردد. پله برقی نیز مانند سایر دستگاههای مکانیکی نیاز به سرویس و نگهداری ماهیانه دارند که این امر میبایست توسط متخصصین انجام گردد.
پیشینه
نخستین پله برقی توسط جس وبلیورنو در سال ۱۸۸۱ میلادی در ایالات متحده آمریکا ساختهشد و از آن برای انتقال دیرکهای چوبی و میلههای فلزی به درون کشتیها استفاده میشد. نام پله برقی برای نخستین بار در سال ۱۹۰۰ میلادی برای پلکان متحرکی به کار رفت که در نمایشگاهی در شهر پاریس به نمایش گذاشته شده بود. بیشینهٔ ارتفاع پلههای برقی امروز ۱۸ متر است.
جرثقیل
جرثقیل به زبان پارسی ( گرانبر ) وسیلهاست که بار رادر راستای قائم با ترکیب شش جهت حرکتی کنترل پایا جا به جا میکند
حالات
جرثقیل دارای انواع مختلف در گروههای ذیل میباشد:
جرثقیلهای موبایل (ماشینی) که بروی زمین به دو صورت ثابت (نصب جک) وکارگاهی(متحرک با بار) میباشند
جرثقیلهای سقفی که در سالنهای صنعتی وتولیدی ویا سایر خطوط(انبار-تعمیرو...)در ارتفاع بر روری خطوط باربر کناری قبل نصب میباشد. به دو صورت جرثقیل سقفی تک پل ودو پل معروف میباشند.
جرثقیل دروازهای: این نوع جرثقیلها به دو صورت دروازهای ونیم دروازهای قابل استفاده هستند.
جرثقیل بازویی: جرثقیلهای بازویی به دو صورت بازویی(دیواری) ویا ستونی بازویی قابل استفاده در صنایع میباشند
جرثقیلهای آویز: این جرثقیلها درسالنها ومکانها ی با محدودیت ارتفاع وخطوط مونتاژسری (خودرو سازی و...) در ظرفیت تا ۵ تن قابل استفاده میباشند
جرثقیلهای خاص: این گروه جرثقیلها با ترکیبی از گروههای قبلی قابل استفاده میباشند که در موارد استفاده خاص مانند پشته کردن و...
ماشین کابلی
ماشین کابلی به نوعی وسیله نقلیه اطلاق میشود که به کابل متصل بوده که در یک حلقه بسته در حال چرخش است. از ماشین کابلی برای انتقال کالا و انسان از نقطهای به نقطه دیگر استفاده میشود. تله کابین نمونهای از ماشین کابلی است و نمونههای مدرن ان در شهرها و فرودگاهها برای انتقال مسافران استفاده میشود. هزینه این نوع ماشینهای کابلی به مراتب بسیار پایینتر از مترو بوده و دارای همان کارایی است اما معمولا در مسیرهای کوتاه حد اکثر چند کیلومتری قابل جایگزین است.
تلهسییژ
تلهسییژ نوعی وسیله جابهجایی یا بالابر است که معمولاً در پیستهای اسکی و برخی پارکهای منطقهای به کار میرود. این بالابر از یک حلقه کابل فولادی پیوسته بین دو ایستگاه تشکیل شده که مجموعهای از صندلیها را جابهجا میکند و معمولاً تعدادی دکل میانی کابل را نگه میدارند.
وسیلههای جابهجایی مشابه تلهاسکی و تلهکابین هستند که تفاوتهایی با تلهسییژ دارند.








